آخرین خبرها
خانه / خاطرات جبهه (برگه 2)

خاطرات جبهه

گعده بچه های رزمنده مهاباد

عکس۰۴۶۱_001

خاطره ای از دورهمی با بچه های مهاباد روزی که مرحوم حاج منصور نظری جهت مرخصی به مهاباد رفته بود تعدادی از خانواده های رزمندگان مهاباد وسایلی را برای فرزندان خود تحویل مرحوم حاج منصور داده تا بدست بچه هایشان برساند زمانی که مرحوم حاج منصور نظری از مرخصی برگشت شهید سردار علیرضا غلامی هر کدام از بچه ها را ... ادامه مطلب »

خاطره اعزام به جبهه…

رضا عقيلي

در سال65 که اعزامی از مهاباد اردستان به اصفهان بودم به پادگان 15 خرداد اصفهان رفتم و به مدت دو هفته در پادگان محمد منتظری دوره ی آموزشی خود را گذراندم و از پادگان 15 خرداد به شهرک دارخویین اهوازاعزام شدم و در لشکر 14 امام حسین(ع) مستقر شدم در آن جا تعدادی از فرماندهان گردان و معاونین گردان برای ... ادامه مطلب »

خاطره اي از ماه محرم…

عاشورا

خاطره تلخي كه همواره در ذهنم خواهد ماند مربوط به ايام ماه محرم در اردوگاه است. همه‌ي ما اسراي ايراني در روز عاشورا در محوطه اردوگاه مشغول عزاداري براي سالار شهيدان حضرت امام حسين (عليه السلام ) بوديم كه با گذشت نيم ساعت نيروهاي بعثي كه بشدت اينگونه مراسم را سركوب مي كردند به طرف ما حمله ور شدند و ... ادامه مطلب »

غذاي اسارت…

tm.aspx

سهميه نان روزانه هر اسير دو عدد نان كوچك بود كه به آن سمون مي گفتند كه به شكل باگت بود كه اكثراً نپخته و خمير بود و عده اي آن را نمي توانستند به صورت نپخته بخورند و آن را جلوي آفتاب مي گذاشتند تا خشك شود نان سهميه روزانه براي صبحانه و شام بود ؛ صبحانه براي هر ... ادامه مطلب »

فرهنگ جبهه و اصطلاعات

فرهنگ جبهه

فرهنگ جبهه و اصطلاحات در پشت خاکريزها به اصطلاحاتي برخورد مي کرديم که به قول خودمان تکيه کلام دلاوران روز و پارسايان شب بود. عبارت هاي آشنايي که در ضمن ظاهر طنز آلود مفهوم تذکر دهنده به همراه داشت. تعدادي از اين اصطلاحات و تعبيرات جنگ را با هم مرور مي کنيم. 1- اهل دل:بطعنه و کنايه يعني: شکمو و شکم ... ادامه مطلب »

شيوه ي سيلي زدن عراقي ها …

137008164235

هنگامی که سیلی می­ زدند، باید راست می­ ایستادیم و سر را بالا می­گرفتیم و آن­ها هم تا هنگامی که دستشان درد نگرفته یا سِر نشده بود برچهره­ ی ما­ می­ کوبیدند. گاهی دو دست را با هم از دو سو بر گوش­ ها می­کوبیدند که حالتی چون موج انفجار در سر ایجاد می شد و موجب پارگی پرده­ ی ... ادامه مطلب »

مرد عمل بودند….

docu0056

سرباز بودم و داوطلبانه به جبهه غرب کشور اعزام شدم ، جهت مرخصی که به زادگاه ام آمدم ، یکی از روزها درب مغازه مرحوم جعفر اشرفی ( فرزند باقر) برادرم شهید ابولقاسم میرکزاده و شهید عباسعلی غفاری که مثل همیشه باهم بودند ، کنار هم نشسته بودند ، شهید غفاری از من پرسید کجا خدمت می کنی گفتم در ... ادامه مطلب »

خاطره ای از شهید محمد مهدی نژاد …

lxlenvcgrg0kft9cj

در جبهه رسم شده بود بچه ها قبری می کندند و شب با خواندن نماز شب در آن با خدای خود به رازو نیاز می پرداختند . در اردوگاه شهید عرب قرار داشتیم نزدیک به عملیات کربلای 4 بود .یک شب درست خوابم نمی برد نصف های شب بود از سنگرآمدم بیرون تا هوایی تازه کنم صدایی توجه ام را ... ادامه مطلب »

بینش سیاسی شهید حسن طحانیان….

شهید حسن طحان

برادر شهیدم حسن طحانیان از جمله دانش آموزانی بود که در راهپیمایی های قبل از انقلاب و بعد از انقلاب حضور فعال و چشمگیری داشت . در یکی از راهپیمایی هایی که در مهاباد برگزار شد مصادف بود با روزهای جولان دهی سازمان مجاهدین خلق از یک طرف و ابولحسن بنی صدر رئیس جمهور کشورمان از طرف دیگر توزیع و ... ادامه مطلب »

آداب سلام کردن…

شهیدرضا طحانیان زاده

سلام کردن یکی از سنت های اسلامی است که مورد تایید بسیار قرار گرفته که مانند هر کار دیگری آداب و اصول خودش را دارد که این عمل باعث می شود میان برادران و خواهران دینی الفت و دوستی شکل گیرد  و در روایات زیادی آمده که شخص پیامبر اسلام در سلام دادن نسبت به دیگران ÷یشی می کرد و ... ادامه مطلب »