آخرین خبرها
خانه / خاطرات جبهه

خاطرات جبهه

بیاد شهید عاشق محمد مهدی نژاد مهابادی…

%d9%85%d8%ad%d9%85%d9%88%d8%af-2

باسلام واحترام                     (قسمت دوم ) بیاد شهید عاشق محمد مهدی نژاد مهابادی چندین ماه قبل از ورود ما ، به گردان ابوالفضل آمده بود و رابطه اش با شهید غلامی مثل برادر بود آن موقع که ما آمدیم گردان با رهنمایی او به همان گروهان مالک وهمان دسته وسنگر ایشان رفتیم وشدیم هم سنگر ، بجه خیلی غدّی بود گاهی ... ادامه مطلب »

امشب شب عملیات کربلای ۴ ویادوخاطره شهدای آن عملیات را با ذکر یک خاطره از معلم شهید مختار مالکی مهابادی گرامی میداریم.

%d9%85%d8%ad%d9%85%d9%88%d8%af

خاطره ای از محمود ابراهیمی: (قسمت اول) با سلام واحترام امشب شب عملیات کربلای ۴ ویادوخاطره شهدای آن عملیات را با ذکر یک خاطره از معلم شهید مختار مالکی مهابادی گرامی میداریم. آخرین دیدار: با تعدادی از بچه های مهاباد در گردان ، حضرت ابوالفضل ،گروهان مالک در لشکر۱۴ امام حسین در شهرک دار خوئین چند ماهی منتظر عملیات بودیم ... ادامه مطلب »

آشنایی با آزاده عزیزمان ، حسن بابایی

002

زندگی نامه آزاده سرافراز حسن (منصور) بابایی از زبان خودش : من حسنعلی بابایی متخلص به منصور متولد هشتم فروردین 1344 در محله سرپل مهاباد هستم در سال 1350 وارد مدرسه ابتدایی کورش (خونه کرم حسن) شدم که مدیر مدرسه همایون واقفی بود و معلم کلاس اول هم خودش بود کلاس دوم و سوم معلم ما مرحوم قلی افتخاری بود ... ادامه مطلب »

تازه آمده بود جبهه

Safe6342725519641

تازه اومده بود جبهه یه رزمنده رو پیدا کرده بود و ازش می پرسید: وقتی توی تیررس دشمن قرار می گیری ، برا اینکه کشته نشی چی میگی؟ اون رزمنده هم فهمیده بود که این بنده تازه وارده شروع کرد به توضیح دادن: اولاْ باید وضو داشته باشی بعد رو به قبله و طوری که کسی نفهمه باید بگی: اللهم ... ادامه مطلب »

پوتین نو

index

حدودای سال 90 بود در هفته دفاع مقدس حاج آقا قرائتی تعریف می کرد  که ما آخوندهارو خیلی سخت میشه گریاند ! اما یکی از رزمندگان خاطره ای تعریف کرد که اشکمونو در آورد  گفت : تو یکی از عملیات ها که شب انجام می شد قرار بود از جای عبور کنیم  که مین گذاری شده بود … مجبور بودیم ... ادامه مطلب »

گذراندن زمستان در اسارت

137008164235

زمستان و سرما خودبخود نوعی سختی وشکنجه جسمی بحساب می آمد . درسال اول فقط یکدست لباس نازک تنمون داشتیم هرنفر یک پتو داشت و زمین آسایشگاه سیمانی نمناک وسرد بود. مجبور بودیم دوسه نفری یک پتو زیر و یکی مشترکا روی خود بیندازیم تا بلکه نفسهای گرممان فضای زیز پتو را گرم کند. همه قوز کرده و قلنج گرفته ... ادامه مطلب »

آزاده سرافراز،رضا اصلیان ازاسارت خود می گوید

tm.aspx

در سال 1346 درمهاباد چشم  به دنیا   گشود و پس از دوران کودکی پا به مدرسه نهاد ودر مدرسه رودکی مهاباد تحصیل خود را آغاز نمود .پس از اتمام تحصیلات   خدمت سربازی را در لشکر 21 حمزه  در پادگان  بابا عباس  خرم اباد شروع ودر تاریخ 18/2/ 1365  اموزشهای لازم را  درتیپ 1 گردان 131 تکمیل نمود و در منطقه ... ادامه مطلب »

ناگفته هایی از عملیات کربلای 5

Presentation11111111111

  به یاد عملیات کربلای 5 خاطره ای از عملیات کربلای 5 که یکی از بزرگ ترین عملیات های دفاع مقدس بود و با رمز مبارک یا فاطمه الزهرا(س) در منطقه شلمچه و شرق بصره انجام شد را به رشته تحریر در می آورم. ذکر این نکته نیز ضروری است که عملیات کربلای 5 از تاریخ 19/10/1365 تا اواسط اسفند ... ادامه مطلب »

گفتند خدا صبرت دهدمادر

2014-06-05-12-14-28_deco

روزی که کیوان می خواست جبهه برود به او گفتم این بار شهید می شوی آن هم شهید مفقودالجسد گفت از کجا فهمیدی گفتم دیشب خواب دیدم در گلزار شهداء در زیر درختی بر سر یک قبر نشسته ام از دور دیدم پنج سید بطرفم می آیند دو زن وسه مرد ، نزدیک که شدند به آنها سلام کردم آنها ... ادامه مطلب »

زندگی نامه شهیدی از سادات ، کیوان سجاد

شهیدسید کیوان سجاد

زندگی نامه شهیدی از سادات ، کیوان سجاد شهید سید کیوان سجاد فرزند سید علبدین در بیستم خرداد 1351 در شهر مهاباد از توابع استان اصفهان چشم به دنیا گشود . شهید سجاد دوره دبستان را در مدرسه موسوی مهاباد ، راهنمایی و دوره دبیرستان را در شهر مهاباد گذراند . شهید کیوان سجاد از بچه های با استعداد بود ... ادامه مطلب »