آخرین خبرها
خانه / جبهه / مشهدی حسین طحانیان پدر شهید مظلوم حسن طحانیان در گفتگو با ایثارگران …
مشهدی حسین طحانیان  پدر شهید مظلوم حسن طحانیان در گفتگو با ایثارگران …

مشهدی حسین طحانیان پدر شهید مظلوم حسن طحانیان در گفتگو با ایثارگران …

به یکی از محلات قدیمی مهاباد میرویم. محله سرآسیاب. اهالی محل افتخار می کنند به خانواده دوشهید این محله ؛ پسر عموهای شهید: شهیدان والامقام رضا طحانیان زاده وشهید حسن طحانیان که از طفولیت تا زمان شهادت در همین محله قدیمی زندگی می کردند. اما این بار به سراغ پدر شهید حسن طحانیان که خوشبختانه در قید حیات است  می رویم . مردی با تقوی اهل مسجد ونمازو روزه . مردم محله میگویند در سرمای زمستان وگرمای تابستان سه وعده نمازش را در مسجد با جماعت می خواند وعلیرغم کهولت سن هنوز که هنوز است روزه اش ترک نشده است. ومصاحبه بی ریا و ساده ما با یک انسان تحصیل کرده امروزی نیست بلکه با پیر مرد سالخورده وریش سفیدی است که سختی ها وناملایمان روزگار کمر او را خمیده کرده است و  هنوز که هنوز است پس از سی سال از شهادت فرزندش که با گارگری ودسترنج خویش شهید  را تا 18 سالگی پرورش می دهد ودرست زمانی که باید در کوران سخت زندگی وپیری عصای دست پدرو مادر باشد سنگر مدرسه را رها میکند وخودش را به پشت خاکریزهای دشمن می رساند .آرام آرام در کنار پدر شهید می نشینم و سر سخن را از گذشته باز می کنم از رشادت شهیدان و بازگو کردن خاطرات شهید که بلافاصله اشک در چشمان پدر شهید حلقه میزند . گفته اند داغ جوان سخت است درست 30 سال از شهادت شهید حسن طحانیان می گذردوگویا که همین امروز است که فرزندش به شهادت است.

خب از فرزند شهیدتان حسن بگوئید…

بعداز تولد ؛ فرزندم حسن دچار بیماری  شدیدی شدکه دکترهای آن زمان قطع امید کرده بودند اما خانواده قالیچه ای را که با سختی برای امرار معاش زندگی بافته بودیم نذر امام رضا کردیم که خوشبختانه فرزندم از آن بیماری شفا یافت ومن به اتفاق مادر بزرگش در سن 5 سالگی جهت ادای دین نذرمان فرزندم را با خود به پابوس آقا ثامن الحجج علی بن موسی الرضا بردیم.

فرزندم حسن اولین فرزند پسر خانواده بود که خداوند به ما هدیه دادومن بعد از تولد فرزندم خدمت آ]قا  پیشنماز رفتم و از او خواستم که اسمی برای فرزندم انتخاب کند. ایشان که مرد فاضل ومورد اطمینان اهالی بود چند اسم انتخاب کرد که اکثر آن نامها از پنج تن آل عبا بود ولای کلا ماله مجید گذاشت و پس از ذکر ودعای مخصوص قرآن را باز کرد و گفت نامش را حسن بگذار ؟من با کار کردن در مهاباد وتهران با دسترنج گارگری فرزندم را بزرگ کردم و تا کلاس سوم دبیرستان در مهاباد درس خواند .

وبا شروع جنگ ابتدا به همراه پسر عموی شهیدش رضا طحانیانزاده در عملیات بستان شرکت که در این عملیات پسر عمویش به شهادت رسید وفرزندم حسن از ناحیه دست به شدت مجروح شد که بر اثر همین مجروحیت عصب دست راستش قطع شد بطوریکه دیگر توان حرکت دست را نداشت که با بستری شدن چندین روز ه در بیمارستان شریعتی مشهد پس از درمان اولیه به آغوش خانواده بر گشت وما حقیقتا فکر می کردیم با این اوضاع مجروحیت از ناحیه دست دیگر به جبهه نمی رود که مجدد با جمعی از بچه های مهاباد در عملیات محرم شرکت کرد که در این عملیات به فیض شهادت نائل گشتو در جوار پسر عمویش بنا بر وصیت خود شهید دفن گردید.

آن زمان فرزندشهیدم دانش آموز مدرسه راهنمایی بود که با شکل گیری انقلاب دوشادوش دیگر بچه های انقلاب در تظاهرات علیه شاه شرکت فعال داشت و در چهارم آبان که ظاهرا تولد شاه بود از جمله کسانی بود که نقش اول را در تعطیلی مدرسه ایفا نمود و بعد ار پیروزی انقلاب در سال 57 جزء اولین نفراتی بودکه به عضویت بسیج محل در آمد وشبانه روز در پایگاه بسیج خدمت میکرد وحتی در سپاه اردستان در تعطیلات تابستانی بعنوان پاسدار دانش آموز انجام وظیفه میکرد وبچه های بسیج به این شهید علاقه خاصی داشتند واخلاق ورفتار این شهید نمونه بود. من هیچگاه در طول حیات فرزند شهیدم ندیدم که نماز اول وقت را به تاخیر بیندازد ویا روزه اش را بخورد به مسائل واحکام دین پایبند بود واهل گذشت بود و هیچوقت کینه ای از کسی به دل نمی گرفت ودر بسیج  برای دیگر نیروهای بسیجی نمونه والگو بود که حتی بعد از شهادتش اورا شهید مظلوم نام نهادند.

ایام با شکوه دهه فجر است واین ایام را به همه مردم ایران تبریک می گویم و از مسئولین می خواهم که نگذارند خون شهید پایمال بشود .ما فرزندمان را برای خدا تقدیم کردیم وهیچ انتظاری هم نداریم ولی بعضا می بینیمکه نسبت به خانواده شهدا بعضی از مسئولین بی تفاوت هستند وخانواده شهدا را فراموش کرده اند.

در آستانه دهه فجر پیروزی انقلاب اسلامی قرار داریم از مردم و مسئولین چه انتظاری دارید؟

در شهر کوچک خودمون مشاهده میکنیم کسانی که حتی یک عطسه هم برای انقلاب نکرده اند فرزندانشان مشغول به کار اداری هستند ولی من که با درآمد گارگری بچه هایم را درس خوان کردم ومدرک لیسانس گرفتند ناراحت هستم که چرا اینها بیکار ولی عدهای خاص بدون هیچ دغدغه ای بچه هایشان سرکار هستند واینگونه اقدامات وحرکات تبعیض آمیز مارا ناراحت وغمگین میکند واین موارد را در بازدید مسئولین از خانواده شهید اینگونه مشکلات را بازگو می کنیمولی گویا گوش شنوایی نیست وهرانچه را که گفته میشود با رفتن از منزل ؛ فراموش می کنندواین حداقل انتظارنه تنها من پدر شهید بلکه همه خانواده شهدا از مسئولین شهرستان هست از فرماندار محترم  از نماینده محترم مردم در مجلس واز مسئولین بنیاد شهید.

اخیراٌ جمعی از دوستان شهید و ایثارگران اقداماتی را جهت  زنده نگه داشتن یاد و خاطره شهدا انجام داده اند  نظر شما در این مورد چیست؟

 در چند روز گذشته با خبر شدیم که در ارتباط با جمع آوری آثار شهداو همچنین راه اندازی گنجینه شهدادر مهاباد حرکاتی از طرف دوستان شهید وبچه های جبهه وجنگ صورت گرفته که حقیقتا خانواده شهدا را خوشحال کرد وعمر ما دیگر چند صباحی باقی نمانده اما می طلبد که آثار وعکس وخاطره شهدا در یک مکان جمع آوری شود تا آیندگان شهدا را فراموش نکنند ومن بعنوان پدر شهیذ به همه دست اندر کاران این مجموعه خدا قوت وخسته نباشید می گویم و می گویم این حرکت نه تنها انتظار خانواده شهداست بلکه درخواست خود شهدا میباشدو با این اقدام خانواه شهدا وخود شهدا خوشحال میشوند و انشااله که موفق باشید و با شهدا محشور شوید وانجام وانتظار  چنین حرکتی را از دوستان وهمرزمان شهید داشتیم .

درباره‌ admin

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*