آخرین خبرها
خانه / جبهه / سردار شهید علیرضا غلامی شهید تفحص
سردار شهید علیرضا غلامی شهید تفحص

سردار شهید علیرضا غلامی شهید تفحص

 

سردار  شهید  علیرضا غلامی فرمانده  تعاون و  گروه تفحص لشکر 14 امام حسین(ع) بود که در تاریخ 28/3/1376 در فکه به شهادت رسید که در طول مسئولیت شهید غلامی در تفحص لشکر 14 بیش از 3500 شهید مفقودالاثر را این عزیزان تفحص کردند و به خانوادهایشان رساندند . سردار شهید علیرضا غلامی از نیروهای رزمنده و قدیمی جبهه وجنگ بود که در واحد تعاون لشکر خدمت می کرد که پس از شهادت درزادگاهش مهاباد جانانه تشئیع و کنار سایر همرزمان شهیدش در گلستان شهدای مهاباد به خاک سپرده شدو به آرزویش رسید..

یکی از دوستان وهمرزمان شهید  به نام محمود نجیمی در خاطراتش اینگونه می گوید:  در نیمه اول سال 72 به طلائیه آمدیم و شروع به تفحص شهدا کردیم و ابتدا از مناطق دست نخورده که هیچکس بعد از جنگ پایش به آنجا باز نشده بودکه در هنگام شروع ماموریت متاسفانه کل منطقه طلائیه را آب گرفته بود و به ناچار می بایست مسافت طولانی را طی می کردیم و باید لباسها را در می آوردیم و روی سر می گرفتیم و از آب عبور می کردیم.

برادر پاسدار شهید علیرضا غلامی و سایر دوستان وهمراهان از جمله محمود توکلی و سایر همرزمان باقی مانده از غا فله شهدا این برادر غلامی بود که  در مسیر جلو حرکت می کرد و علی رغم اینکه در گروه

 هم تخریبچی داشتیم  ولی دوستان از یگدیگر سبقت می گرفتند و بطور متوسط می بایست روزانه تقریبا 8 کیلومتر را طی می کردیم تا به دژ طلائیه و مقتل شهدا برسیم و تازه تفحص را شروع بکنیم.

 شهید علیرضا غلامی مسئول گروه اکثر وقتها در کنار دژ لباسهایش را در می آورد و به هور می زد وشهید بیرون می آورد.و ما همیشه با این کا او مخالفت می کردیم ولی جواب شهید غلامی این بود که باید این عزیزان را به خانوادهایشان برسانیم ولو با شهادت خودمان؟. روز اول که شهید غلامی زد به آب فریادمان بلند شد ای بابا! اینجا پر از مین است نمی بینی سیم های خاردار درون آب را؟ ولی او گوش نمی کرد و خیلی آرام از بین سیم های خاردار داخل آب حرکت می کرد . گاهی با دست سیم ها را جابجا می کرد و گاهی با سیم چین را ه را باز می کردو گاهی مین های ضد تانک را بلند می کرد و می گفت ببینیدچقدر مین ضد تانک و نفربر؟!

گاهی وقتها این شهید سرش را زیر آب می برد و دید می زد ؛ به یک بار فریاد زد اینجا شهید است . می رفت زیر آب اول پلاک شهید را جستجو می کرد و آن را به گردنش می انداخت و یا اگر زنجیرش پاره شده بود یا پوسیده بود پلاک را به ما می رساند و برمی گشت شهید را به طور کامل از آب بیرون می آورد.

علیرضا غلامی برای ما در طلائیه شهید محسوب شده بود حالا خدا می خواست بماند تا نوبتش کجا وچگونه باشد؟!که شهادت مرز نمی شناسد و شهادت یار می شناسدونه دیار!

نویسنده خاطره: ما شاء اله طحانیان زاد

 

درباره‌ admin

یک نظر

  1. ماشااله طحانیان زاده مهابادی

    نظر باینکه از طرف اینجانب کتابی از زندگینامه شهید رضا طحانیان زاده مهابادی و شهید حسن طحانیان آماده چاپ میباشد. از کلیه عزیزان در خواست میشود در صورتیکه:
    1- خاطره ای از این دوشهید بزرگوار دارند جهت چاپ ارسال نمایند.
    2- پیشنهاد میگردد جهت انتخاب نام کتاب نظر وپیشنهادی دارند اعلام نمایند.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*