آخرین خبرها
خانه / جبهه / زندگی نامه سردار شهید غلامی
زندگی نامه سردار شهید غلامی
سردار شهيد عليرضا غلامي

زندگی نامه سردار شهید غلامی

زندگي نامه سردارشهيد علیرضاغلامي

شهيد سردار عليرضا غلامي مهابادي در سال 1343 در شهر قهرمان پرور مهاباد ديده به جهان گشود و پس از گذراندن دوره هاي ابتدايي و راهنمايي و دبيرستان موفق به اخذ ديپلم تجربي گرديد و به عنوان بسيجي راهي جبهه هاي نور عليه ظلمت شد و تا پايان جنگ تحميلي بالغ بر پنجاه ماه از عمر عزيزش را در پاسداري و حراست از انقلاب اسلامي و آرمانهاي رهبر فقيد انقلاب در مناطق غرب و جنوب ميهن اسلامي و آرمانهاي رهبر فقيد انقلاب در مناطق غرب و جنوب ميهن اسلاميمان گذارند . و در عملياتهاي بدر ،‌كربلاي 3 ، كربلاي 4 ،‌كربلاي 5 ،‌فتح ماووت ،‌والفجر 1 ،‌والفجر8 ،‌والفجر 10 و ديگر عملياتهايي كه از سال 1362 تا پايان جنگ تحميلي به عهده لشكر 14 امام حسين عليه السلام گذاشته شده بود ، فعالانه شركت كرد و از سال 1365 به عنوان مسوول واحد تعاون اين لشكر ، همچون مولايش حضرت سيدالشهداء (ع) حمل اجساد مطهر شهداء را از ميدان نبرد تا پشت جبهه به عهده گرفت . او پس از جنگ تحميلي همانند بسياري از شيران و دليرمردان و كبوتران عرصه جنگ كه پس از اتمام نبرد ، منتظر آب و دانه شدند و مشغول آباداني و زرق و برق دنياي خويش گشتند و بعضاً جنگ و جهاد و آتش و خون و شهادت را از ياد بردند و برخدمات و گرفتاريها و مشقاتي كه در زمان جنگ كشيده بودند ، پشت پا زدند ، جبهه را رها نكرد و همچون گذشته از سال 1367 تا هنگام شهادت به مدت 9 سال درگروه تفحص (تجسس) اجساد شهداء فعاليت مستمر داشت . او به عيان ديده بود كه خانواده هاي بسياري هستند كه هنوز چشمانشان به در است و هر دم منتظر بازگشت عزيزانشان هستند و دراين چند سال پس از آزادي اسرا چه بسيار پدران و مادران مفقوديني كه به انتظار فرزندشان چشمان به گود نشسته شان نابينا گشت و همانند كبوتران مانده از سفر ،‌دق مرگ شدند و به ديدار فرزند نائل نگشتند و نمي دانند كه بايد منتظر ورود عزيزانشان باشند يا منتظر پلاك و جنازه هاي آفتاب خورده و …. مفقودانشان

او با اين اعتقاد هر ماه همسر و دوفرزند خردسالش محمدرضا و دانيال را به اميد خدا رها ميكرد و براي تفحص و كشف جنازه هاي مطهر شهداء راهي مناطق جنگي مي گرديد و با گذشتن از ميادين مين و تله هاي انفجاري و خريدن هزاران خطر به جان ، در جستجوي پلاك شهيدي يا گور دسته جمعي شهدا تلاش مي كرد او علاوه بر اينكه در ايام جنگ ؛‌مجروح گشت و مدتي نيز به علت مسموميت شيميايي در بيمارستان بستري بود كه در همين ايام براي مداوا ترتيب انتقالش به خارج از كشور داده شده بود ، 2 سال قبل هنگام تجسس در اثر انفجار مين مجروح گرديد ، اما اين مصدوميت و مجروحيت ها او را از مسيري كه انتخاب كرده بود باز نمي داشت . شهيد سردار غلامي هيچگاه از صراط مستقيم الهي دور نگشت و فريب تزوير و دورويي ها او را بخود مشغول نساخت و دين خود را به دنياي ديگران نفروخت . اگر چه دراين راه مورد بي مهري ها نيز واقع شد . او همواره از رنگ باختن ارزشهاي انقلاب و جنگ تحميلي و رشد ضد ارزشها در اجتماع اسلامي و كنار گذاشتن پيشكسوتان جنگ و جهاد و آتش و خون ، سخت اندوهگين بود .

درباره‌ admin

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*