آخرین خبرها
خانه / جبهه / زندگی نامه بسیجی جانبازمرحوم علی قهسارزاده
زندگی نامه  بسیجی جانبازمرحوم علی قهسارزاده

زندگی نامه بسیجی جانبازمرحوم علی قهسارزاده

زندگي نامه بسيجي جانباز شادروان علي قهسارزاده مهابادي

روان شاد علي قهسارزاده در سال 1345 در شهر مهاباد اصفهان   به دنيا آمد

تولدش شور ونشاط زيادي در پدر كه – هنوز به هجده سالگي نرسيده بود – به وجود آورد .    خرد سالي را – به سبب ضعف جسما ني كه داشت – با سختي و مشقت زياد مادر به كودكي رساند و از همان دوران كودكي در كنار خانواده مثمر ثمر بود .  نوجواني اش مصادف شد با هيجانات و اعتراض سال هاي پنجاه و شش و هفت . و مانند ديگر هم سن وسالهايش يكي از فعالان انقلابي آن موقع بود . خوب به خاطر دارم كه در راهپيمايي عاشوراي سال 1357    به همراه  معلمان و   ديگر دانش آموزان پرچم هاي قرمز بالا برده بودند و برعليه حكومت ستم شاهي تظاهرات مي كردند .

با پيروزي انقلاب اسلامي فعاليت خود را در بسيج شروع كرد و با حداقل وسايل و امكانات ناقص آن موقع بسيج به دفاع از مردم پرداخت .

با شروع جنگ تحميلي ديگر وظيفه را ، در دفاع از انقلاب وكشور ديد و پس از شركت د ر دوره ي آموزشي سخت و طاقت فرساي پادگان غدير اصفهان به تيپ ( لشكرفعلي) امام حسين (ع) اصفهان پيوست ودر عمليلت رمضان شركت كرد .

سال بعد به خدمت در بسيج سپاه پاسداران اردستان در آمد و مربي آموزشي بسيج شد ومدتي در آنجا فعاليت مي كرد اما روح تلاشگر او دفاع از كشور را واجب تر مي ديد ، پس دوباره به جبهه رفت و در عمليات محرم شركت كرد . خيلي از دوستانش از جمله شهيد اشتري در آن عمليات شهيد شدند ، او نيز از ناحيه سر زخمي شد وپس از

بستري در بيمارستانهاي اهواز و مشهد وبهبودي نسبي به مهاباد باز گشت .

پس از مدتي دوباره به جبهه رفت اما دست تقدير سرنوشت ديگري براي او رقم زده بود .   در فروردين سال 1363 پدرش دار فاني را وداع گفت .اين حادثه باعث شد تا او بين ماندن در جبهه ويا سرپرستي پنج برادر و خواهر خود- كه همگي آنها كمتر از 15 سال سن داشتند-

راه دوم را انتخاب نمود و در حالي كه خود هنوز نياز به مهر ومحبت پدري داشت اين مسئوليت بزرگ را پذيرفت و سالها آن را به نحو احسن انجام داد .

علي در سال 1371 ازدواج كرد وثمره ي آن دختر وپسري است كه به يادگار مانده است. در اين سالها شغل آزاد براي خود انتخاب كرده بود   و سعي مي كرد در اين كارش هم مروت و انصاف را رعايت كند .

زماني كه زندگي روز هاي خوش را به او نشان مي داد و فرزندانش -حسين و فاطمه روز هاي وصف ناشدني را براي او ايجاد كرده بودند سرنوشت برگ ديگري از تقدير خود را نشان داد و د ر بامداد روز غدير سال 1375 در حالي كه از كار باز مي گشت مانند شهادت خيلي از هم رزما نش كه در عمليلت محرم گرفتار سيلاب شدند در نزديكي مهاباد گرفتارآب رودخانه شد ودعوت حق را لبيك گفت و به ديار باقي شتافت .

روحش شاد

درباره‌ admin

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*