آخرین خبرها
خانه / اشعار / درد و دل يك آزاده….
درد و دل يك آزاده….

درد و دل يك آزاده….

ای کاش هنوز هم در اسارت بودم .

تا حرص و ولع جمع اوری پول و ثروت را هرگز نمیدیدم !

تا برچیده شدن مهربانی و برادری را درک نمیکردم !

تا گم شدن در صحرای بی عاطفگی را لمس نمیکردم !

تا درد سر درگمی را احساس نمیکردم !

تا ناله کمر درد بیماربر بیمارستان را نمیشنیدم !

آنجا آزادی نداشتم اما انسانیت و احساس پاک آدمیت را معنای زندگی
میدانستم ، اینجا معنایی برای زندگی نمی یابم .

آنجا از درد گرسنگی بروی شکم میخوابیدم ، اینجا از درد بی احساسی نمی
دانم چطور بخوابم !

راوي: رضا عقيلي آزاده سرافراز 8 سال دفاع مقدس

درباره‌ admin

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*