آخرین خبرها
خانه / خاطرات جبهه / خواستگاری شهید حیدریان و خبرشهادتش …

خواستگاری شهید حیدریان و خبرشهادتش …

دو سه روزی می شد که  اکثرمردم مهاباد خبر شهادت مجید را فهمیده بودند ولی مادرم از موضوع بی اطلاع بود و ما سعی داشتیم تا قبل از تشییح جنازه مجید ، با مردم ارتباط پیدا نکند تا از موضوع مطلع گردد به همین دلیل یک روز مانده به تشییح جنازه از او خواستم که بیرون منزل نرود که ایشان در جوابم گفت چرا بیرون نروم ؟گفتم امروز در نگهداری بچه کمک همسرم باش ویک جایزه هم پیش من داری ولی او طاقت نیاورد و رفته بود مجددا برای مجید خواستگاری تا جواب قطعی را از خانواده دختر بگیرد .آنها هم که از شهادت مجید با خبر بودند گفته بودند کی بهتر از آقا مجید ، دختر مال خودتان . مادرم از خوشحالی بلافاصله منزل آمد .در راهرومنزل  دیدم خیلی خوشحال است و روی پای خودش  بند نیست گفتم چی شده  مادر ، خیلی خوشحالی؟ گفت زود باشید یه تلگراف یا زنگ به مجید بزنید بیاید مهاباد تا خانواده دخترمنصرف نشده اند تا با مجید رسما بریم خواستگاری اینجا بود مجبورشدیم کم کم موضوع شهادت را به مادربازگو کنیم

راوی : حسن حیدریان برادر شهید

درباره‌ admin

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*