آخرین خبرها
خانه / جبهه / خاطره ای از شهید محمد مهدی نژاد …
خاطره ای از شهید محمد مهدی نژاد …

خاطره ای از شهید محمد مهدی نژاد …

در جبهه رسم شده بود بچه ها قبری می کندند و شب با خواندن نماز شب در آن با خدای خود به رازو نیاز می پرداختند . در اردوگاه شهید عرب قرار داشتیم نزدیک به عملیات کربلای 4 بود .یک شب درست خوابم نمی برد نصف های شب بود از سنگرآمدم بیرون تا هوایی تازه کنم صدایی توجه ام را جلب کرد فکر کردم مشکلی برای یکی از بچه ها پیش آمده رفتم بطرف صدا دیدم محمد مهدی نژاد در یکی از قبرها در حال نماز شب خواندن است اشک می ریخت وبا خدا راز و نیاز می کرد ازش فاصله گرفتم تا متوجه من نشه. آن شب دو هفته مانده بود به شهادتش (1)
منبع:
– همرزم شهید

درباره‌ admin

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*