آخرین خبرها
خانه / جبهه / خاطره اعزام به جبهه…
خاطره اعزام به جبهه…
رضا عقيلي

خاطره اعزام به جبهه…

در سال65 که اعزامی از مهاباد اردستان به اصفهان بودم به پادگان 15 خرداد اصفهان رفتم و به مدت دو هفته در پادگان محمد منتظری دوره ی آموزشی خود را گذراندم و از پادگان 15 خرداد به شهرک دارخویین اهوازاعزام شدم و در لشکر 14 امام حسین(ع) مستقر شدم در آن جا تعدادی از فرماندهان گردان و معاونین گردان برای جذب نیرو آمده بودند. وبه یاد می آورم شهید تورجی زاده و معاونش شهید اسدی نیز در آن جا حضور داشتند که اعلام کردند هرکس می خواهد در گردان یا زهرا(س) وارد شود دستش را بلند کند من به خیالم که گردان یا زهرا(س) همان گردان خواهران است سریع دستم را بلند کردم و با خودم گفتم : می روم در گردان خواهران و در عقب جبهه در بسته بندی های کمك به رزمندگان خدمت می کنم نمی دانستم که گردان یا زهرا(س) گردان خط شکن است زمانی که وارد گردان یا زهرا (س) شدم یکسری از بچه های رزمنده به استقبال ما آمدندو ما را در سوله ی خود بردند من مدام به خود می گفتم: یعنی واقعا این جا گردان یا زهرا (س) است و برای من سوال شده بود. بالاخره تاب نیاوردم و از یکی از برادران رزمنده پرسیدم:نام این گردان چیست؟ و آن رزمنده در جواب به من گفت: گردان یازهرا(س)است. گفتم: مگر گردان یا زهرا (س) گردان خواهران نیست؟ گفت : نه. نام این گردان یازهراست. و گردان خط شکن است. لشکر هر موقعی که بخواهد عملیات کند یک گوشه ی عملیات به عهده ی گردان یازهرا(س) است. من تازه متوجه شدم که خیال هایم اشتباه بوده. این بود اولین خاطره ی من از اعزام به جبهه های حق علیه باطل.

راوي: رضا عقيلي

درباره‌ admin

یک نظر

  1. حمید حیدریان

    با سلام و خسته نباشید خدمت شما عزیزان. خاطره خیلی زیبایی بود . انشاالله که خداوند متعال شما عزیزان را با امام (ره) و شهداء محشور نماید. و من الله التوفیق

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*