آخرین خبرها
خانه / جبهه / حاج رضا عباسي شهيد زنده و مردمدار…
حاج رضا عباسي شهيد زنده و مردمدار…

حاج رضا عباسي شهيد زنده و مردمدار…

اشاره: حاج رضا عباسی جانباز 70 درصد ، فرزند دخیل متولد 1341/04/10 مهاباد . از ناحیه پای چپ ، قطع دو انگشت دست راست وبی حسی انگشت سبابه مجروح می باشد .حاج رضا  در سال 1361در منطقه عملیاتی عین خوش (محرم) به درجه جانبازی نائل گردید .تحصیلات خود را تا مقطح کارشناسی امورآموزشی و تربیتی ادامه و در حال حاضر کارشناس حقوقی در شورای حل اختلاف اصفهان می باشد . ایشان در مدت 30 سال در آموزش وپرورش شهرستان اردستان بعنوان مربی پرورشی ومسئول کانون ابوذرمهاباد خدمت نمود .آقای عباسی دردودوره انتخابات شورای اسلامی شهرکاندیدا وتوسط مردم شهرمان انتخاب گردید وی پس از بازنشستگی با خانواده به اصفهان عزیمت نمود وبعنوان عضو شورای حل اختلاف اصفهان با سمت رئیس شعبه درخدمت مردم  ودر حال حاضر رئیس شعبه ویژه انحصاروراثت کل اصفهان می باشد .داشتن روحیه باز  ، مردمداری و تواضع ازویژگی ممتاز حاج رضا  می باشد .حاج آقا عباسی متاهل ودارای سه فرزند می باشد .در آستانه روز ولادت حضرت قمربنی هاشم ابوالفضل العباس (ع) وروز جانبازبه حضورایشان رفتیم با اینکه اهل خودنمایی و مطرح کردن خود نیست ولی  به اصرار ما مصاحبه  را پذیرفت .

حاج آقا عباسی ابتدا روز ولادت حضرت ابوالفضل (ع) وروز جانباز را به شما تبریک می گویم واز اینکه مصاحبه با سایت ایثارگران را پذیرفتید تشکر می نمایم

من هم این روز بزرگ را که متعلق به حضرت ابوالفضل (ع) وروز جانبازمی باشد تبریک می گویم واز خداوندمنان آرزوی توفیق روز افزون برای شما و دست اندرکاران سایت ایثارگران مهاباد را دارم .

حاج آقا عباسی ، ازنحوه رفتن به جبهه ومجروحیت خود برایمان بگوید که چه شد به جبهه رفتید ؟

من در سال 61 دانشجوی سال اول تربیت معلم یزد بودم ،چون دشمن بعثی به سرکردگی آمریکا به خاک ما حمله کرده  و بخش اعظم خاک ما را به تصرف گرفته بود برای دفاع از میهن وکشور خود و لبیک به ندای رهبر انقلاب تصمیم گرفتم سنگر علم را رها کنم و به جبهه بروم در مرداماه 61 دوره 17 روزه آموزشی را در پادگان غدیر گذراندم ودر تاریخ 1361/05/13 از استان اصفهان به اهواز اعزام شدم ، آن موقع اخوی کوچکترم احمد هم به لشکر 8 نجف اشرف اعزام شده بود . پس از حضور در اهواز دوره فرماندهی را در دانشگاه جندی شاپور(شهید چمران) اهواز گذراندم بعنوان فرمانده دسته 4   گروهان یوسف از گردان امام حسن مجتیی (ع) مشغول شدم .و در تاریخ 1361/08/19 در عملیات محرم در اثر ترکش خمپاره از ناحیه پا و دست مجروح شدم و مدتی در بیمارستان شیراز و مدتی در بیمارستان امین اصفهان بستری بودم .

حاج آقا عباسی اگر خاطره ای ازهمرزمان شهید یا دردوره مجروحیت خود داری بفرمایید؟

دو خاطره دارم یکی از شهید حسن طحان ودیگری زمان بستری شدن در بیمارستان اصفهان . وقتی در منطقه عملیاتی محرم بودیم و برای حمله مجدد آماده می شدیم همینطورکه در حال حرکت بودم و کنار سنگرها رد می شدم شهید طحانیان را دیدم با دست بلند کردن و ابراز علاقه به یکدیگر .بنده دیدم شهید حسن طحانیان چهره نورانی و بسیار بشاش داشت و بعد از مجروحیت متوجه شدم ایشان به درجه رفیع شهادت نائل گشته است .دیگر خاطره ام مربوط به زمان بستریم در بیمارستان امین اصفهان می باشد و آن عیادت بسیار همشهریان از بنده بود که در مدتی که من در بیمارستان بستری بودم مرتب عیادت داشتم که جا دارد از همه آنها تشکر نمایم و من شرمنده آنها هستم .

حاج آقا ، چه پیامی برای مردم و مسئولین دارید ؟

بنده کوچکتر از آن هستم پیامی بدهم ولی بعنوان یک وظیفه دینی خود از همه مسئولین و مردم خصوصا جوانان در خواست دارم وصیت نامه شهداء را مطالعه نمایند و به آن عمل نمایند که عمل کردن به این وصیت نامه ها ، انقلاب را بیمه خواهد نمود .

جناب حاج آقا عباسی همانطورکه مستحضرید جمعی از خانواده شهداء و ایثارگران در راستای منویات امام راحل و رهبر فررزانه انقلاب گنجینه شهداء را افتتاح نمودند نظر شما در این خصوص چیست ؟

کاربسیار ارزشمند و خوبی است ، هر چه در مورد شهداء انجام گیرد که منجر به حفظ یاد و خاطره آنها بیانجامد کار خوبی است ومن به سهم خود از دست اندرکاران تشکر می کنم .

درباره‌ admin

یک نظر

  1. باتشکرازشما

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*