آخرین خبرها
خانه / جبهه / تازه آمده بود جبهه
تازه آمده بود جبهه

تازه آمده بود جبهه

تازه اومده بود جبهه
یه رزمنده رو پیدا کرده بود و ازش می پرسید:
وقتی توی تیررس دشمن قرار می گیری ، برا اینکه کشته نشی چی میگی؟
اون رزمنده هم فهمیده بود که این بنده تازه وارده
شروع کرد به توضیح دادن:
اولاْ باید وضو داشته باشی
بعد رو به قبله و طوری که کسی نفهمه باید بگی:
اللهم الرزقنا ترکشنا ریزنا بدستنا یا پاینا و لا جای حساسنا برحمتک یا ارحم الراحمین
بنده خدا با تمام وجود گوش میداد
ولی وقتی به ترجمه ی جمله ی عربی دقت کرد ، گفت:
اخوی غریب گیر آوردی؟

 

خاطره دوم

تک تیرانداز را صدا کردم ؛ با دست بهش یک سنگر نشون دادم

تک تیرانداز اسلحه اشو آماده کرد . هدف گرفت . دستشو گذاشت روی ماشه

بعد مکس کرد . دستشو از روی ماشه برداشت ؛

 دوباره هدف گیری کرد دستشوگذاشت روی ماشه و شلیک کرد!

ازش پرسیدم چرا همون بار اول کارشو تموم نکردی ؟؟؟

گفت : داشت آب میخورد…

منبع : وبلاگ خاطرات جنگ

درباره‌ admin

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*