آخرین خبرها
خانه / جبهه / آزاده سرافراز،رضا اصلیان ازاسارت خود می گوید
آزاده سرافراز،رضا اصلیان ازاسارت خود می گوید

آزاده سرافراز،رضا اصلیان ازاسارت خود می گوید

در سال 1346 درمهاباد چشم  به دنیا   گشود و پس از دوران کودکی پا به مدرسه نهاد ودر مدرسه رودکی مهاباد تحصیل خود را آغاز نمود .پس از اتمام تحصیلات   خدمت سربازی را در لشکر 21 حمزه  در پادگان  بابا عباس  خرم اباد شروع ودر تاریخ 18/2/ 1365  اموزشهای لازم را  درتیپ 1 گردان 131 تکمیل نمود و در منطقه موسیان در پست پدافند ، علیه بعثیون عراقی خدمت خود را در جنگ سپری نمود .

در همان روزهای اول رشادت وشهامت  رضا زبان زد فرمانده و همراهان شده بود و اولین عملیات  را با تیپ لشکر در منطقه  زبیدات به عنوان  خط شکن وحفاظت ونگهداری خط را با  دشمن بعثی شروع نمود.

با عملیلتهای  مختلف قدرت  تفکر وتصمیم گیری را به همراه تیپ لشکر از دشمن   میگرفتند. با توجه به جنگ نابرابر  ناتو با ایران  و فعالیت  ستون پنجم در جبهه ها هر لحظه امکان شهید شدن و مجروح شدن  را داشت ولی از انجا که درس ازادگی را در مکتب  اسلام ناب  محمدی  ورهبری  امام خمینی  اموخته بود  در برابر  دشمن  خود را  قوی تر وبا روحیه بالا می دید وپیروزی را حتمی وشهادت را نوید پیروزی  می دانست به طوری که  برای شرکت در عملیات با دوستان هم رزم خود از همدیگر  پیشی می گرفتند .

بالاخره در تاریخ 21/4/1367 با توجه به خیانت  ستون پنجم و منافقین ، عراق جرات پیدا نمود  در منطقه زبیرات  اقدام  به عملیات کند ودر ان روز  رضا وتعداد دیگر  از  هم رزمانش ساعت 11 به اسارت  دشمن در می آیند وپس از 27 ماه دز زندانهای عراق واردوگاهای  بعثیون   واقع در موصل  در اسارت باشند.

رزمنده ازاده نحوه اسارت را چنین بیان  نمودند ” با توجه به حمله  دشمن  حدود ساعت 4 صبح عراق با تجهیزات بیشتر به ما حمله نمود به طوری که ما مجبور به عقب نشینی  شدیم در حین عقب  نشینی  با عملیات گاز  انبری که کرده بودند  من وسرباز دیگر  به اسارت انها در آمدیم وپس از پذیرای با قنداق ومشت ولگد بی هوش  شدم وپس از اینکه هوش امدم  متوجه شدم سه راهی موسیان  هستیم واز انجا  مارا به طرف  مقر اصلی به مدت سه روز  از لابلای لوله های  طویل به طرف زندان موصل  رفتیم در بین راه تعدادی از بچه ها که زخمی  وخون ریزی شدید داشتند  به شهادت رسیدند  . مجموع اسرا 1000 نفر  بودیم  که 70 الی 100 نفر شهید  شدند    .پس از اتمام امار وبرنامه   کار  ما را به طرف  شهر  الاماره  بردند ودر شهر چرخاندند  وپس از  شادی کردن مردم  مارا به  زندان  یا اردوگاه موصل  بردند”

درباره‌ admin

یک نظر

  1. حسين فياض

    به نام خدای قادر و متعال
    و با درود بر آزاده سرافراز،رضا اصلیان
    آقای رضا اصلیان از بچه های مستعد در دوران دانش آموزی بودند گرچه با ایشون همدوره نبودم اما از زبان بروبچه هایی که همکلاس رضا بودند وصف هوش و استعداد اونو بسیار شنیده بودم.
    گرچه ایشون مدت مدیدی در اسارت دشمن بودند اما فروتنی و خضوع ایشون اجازه نداده حتی یکبار مسئله ی اسارت خود را مطرح کنند و بر مردم منتی داشته باشند.
    افرادی چون رضا در جامعه ی ما کم نیستند که حقیقتا باید به وجودشون افتخار کنیم و لیاقت اینو داشته باشیم که هیچگاه قدر زحمات اونارو فراموش نکنیم.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*